جلسه دوم و سوم
شماره یک
مدیریت بلایا
مقدمه:
تحولات عظيم اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور و فناوريهاي نوين اثرات متقابلی را بر ساختار شهرهاي بزرگ گذاشته است. ابعاد وسيع خسارات ناشي از بلاياي طبيعي و حوادث انسانساز در جهان باعث شده كه پژوهشهاي كاربردي در زمينه بهينه كردن مديريت بلایا انجام شود. بنابراين حفاظت از جان و مال مردم، ابزارهاي توليدي و صنعتي و تأسيسات و خدمات شهري در مقابل اثرات بلاياي طبيعي بايد بخش جداناپذيري از طرحهاي توسعه شهري باشد. شهرهاي بزرگ نيز با توجه به جمعيت، ساختار و عدم رعايت مسائل مديريت شهري، آسيبپذيري بسيار بالايي در برابر بلايا دارند.
در برخورد اولیه با شرایط بحرانی و بلایای ایجاد شده بطور معمول انتظارمی رود که انسان در صورت احتمال وقوع بحران برای پیشگیری از آن تلاش کند، از طرف دیگر چنان خود را آماده سازد که حداقل خسارت را متحمل شود. در صورتیکه اجبارا، ناخواسته یا بدون آمادگی با بحران روبرو شد، با درایت و عقل با آن برخورد کرده و سعی در کاهش آسیب های ناشی ازبلا نموده و جامعه را به حالت اول برگرداند.
"مدیریت" در لغت به معنای علم و مهارت بکاربردن، بکار گرفتن و هدایت منابع انسانی و مادی جهت تحقق هدف های معین است.
مديريت بحران (Emergency Management):
مدیریت بحران فرایندی برای پیشگیری از بحران، و یا به حداقل رساندن اثرات آن به هنگام وقوع است. برای انجام این فرایند باید برای بدترین وضعیتها برنامه ریزی و سپس روشهایی را برای اداره و حل آن جستجو کرد.
مديريت بحران داراي چهار ركن اصلي متشكل از (1) كاهش خسارات، (2) آمادگي، (3) مقابله (4) بازسازي و عادي سازي است.
کاهش خسارات :
بخشي از فعاليت هاي مرتبط با مديريت بحران که با هدف کاهش شدت و تأثير سوانح بر افراد، اموال و تأسيسات و عملکردهاي حياتي يک مجموعه صورت مي گيرد.
آمادگی:
بخشي از فعاليت هاي مرتبط با مديريت بحران که با هدف توانمندسازي، ايجاد ظرفيت، شناسايي منابع، آموزش و ارتقاء توان مقابله و بازسازي افراد و سازمان ها صورت مي گيرد.
مقابله:
بخشي از فعاليت هاي مرتبط با مديريت بحران که با هدف ارزيابي آسيب، نجات جان قربانيان حادثه، جلوگيري از آسيب بيشتر به افراد، اموال و محيط زيست و نيز پاسخ به نيازهاي ضروري و فوري پس از حادثه صورت مي گيرد.
بازسازي:
بخشي از فعاليت هاي مرتبط با مديريت بحران که با هدف بازگرداندن جامعه آسيب ديده به وضعيت عادي و برآوردن نيازهاي بلندمدت جامعه صورت مي گيرد. ساخت واحدهاي مسکوني ثابت يا جايگزيني ساختارهاي فيزيکي است که به طور جدي آسيب ديده اند و احيا کامل همه خدمات، زير ساختهاي محلي و فعال سازي دوباره اقتصاد( ازجمله کشاورزي) است. بازسازي بايد کاملا با طرحهاي توسعه بلند مدت همراه شده و ريسک هاي بحران هاي آينده را مد نظر قرار داده و احتمالات را براي کاهش ريسکها با انجام اقدامات پيشگيرانه مناسب کاهش دهند .اين دوره همچنين به عنوان يک دوره گذار بين امداد فوري و بازسازي بلند مدت و فعاليتهاي توسعه در حال انجام محسوب ميشود.
عادی سازی:
اقداماتي است که بعد از بحران انجام ميشود تا خدمات اصلي را براي از سر گيري مجدد فعاليتها احياء نمايد و به قربانيان کمک مي کند تا اقدامات خود جوشي را براي تعمير متعلقات مسکوني وتسهيلات يا امکانات جامعه انجام دهند و فعاليتهاي اقتصادي( از جمله کشاورزي) را مجددا فعال نمايند .
شماره دو
محققین علوم آسیب شناسی اجتماعی مراحل بحران را به 8 مرحله تقسیم می کنند که شامل:
1. مرحله تهدید:
این مرحله قبل از شروع بحران است. یک خطر با تعدادی خطرات بالقوه جامعه را تهدید می کند. واکنشهای افراد در این مرحله متغییر است، برخی فعالیتهای مناسب برای آماده سازی قبل از بحران از خود بروز می دهند؛ ولی بسیاری روش انفعالی اتخاذ می کنند.
2. مرحله اخطار:
در برخی بحرانها مثل جنگ، سیل، طوفان، بالاآمدن آب این دوره ممکن است وجود داشته باشد. این دوره ممکن است بین 2 ثانیه تا چند روز طول بکشد. اعلام اخطار بمعنی احتمال زیاد وقوع حادثه است.اخطارها باید توسط مسئولین و معتمدین مردم در قالب دستورالعمل های مشخصی ارائه شود تا جایی برای انکار و ناباوری از طرف شهروندان باقی نگذارد.
در این مرحله مراکز فوریتهای پزشکی منطقه تاسیس و مناطق اصلی در معرض خطر ارزیابی شده و عملکردها و فعالیتهای محافظتی در منطقه تعیین و اجرا می شود. مرحله اخطار فرصتی برای آمادگی جسمی و روانی برای رویارویی با بحران فراهم می کند.
3. مرحله تاثیر:
این مرحله زمانی است که فاجعه واقعا رخ داده است. این مرحله بر اساس نوع فاجعه از چند ثانیه (زلزله) تا چند دقیقه و یا ساعتها و هفته ها (طوفان و جنگ) طول بکشد. این مرحله تا زمانی که خطر وقوع خرابی و خسارات بیشتراز بین نرفته و تا زمان برقراری فعالیتهای اورژانسی ادامه دارد.حضور واقعی پرسنل امدادی در این مرحله اتفاق می افتد. پرسنل امدادی با انبوهی از مصدومین با شدتهای مختلف روبرو هستند.بلافاصله بعد از مرحله تاثیر افراد مشکلاتی از قبیل بهت زدگی، گیجی، ناباوری نسبت به آنچه اتفاق افتاده را تجربه می کنند.
4. مرحله قهرمانی:
گاهی این مرحله را مرحله نجات نیز می نامند. بلافاصله بعد از وقوع حادثه رخ می دهد. افراد بسرعت از مرحله بهت خارج شده و به کمک مصدومین می شتابند. رفتارهای ضد اجتماعی مثل غارتگری در بلایای طبیعی کمتر است. در این مرحله انگیزش فیزیولوژیک افراد موفقیت بالایی را در امر امداد و نجات بهمراه دارد. ولی افرادی که به کمک دیگران می شتابند در این مرحله توجه زیادی به سلامت خود نشان نمی دهند.
5- مرحله مکاشفه
در این مرحله افراد جامعه بحران زده وسعت آسیب را ارزیابی و به یافتن اطلاعاتی درباره محل زندگی و افراد خانواده و نزدیکان خود می پردازند.
6- مرحله ماه عسل:
این مرحله بین یک هفته تا یک ماه بعد از بحران ادامه دارد. در این مرحله سیل کمکها از سراسر کشور و حتی جهان جاری می شود. قهرمانان اجتماعی شناسایی و یک حس قوی سهیم بوده با دیگران و زندگی در وضعیت خطرناک و مخرب در قربانیان حوادث بوجود می آید.در ملاقاتهای سران سیاسی با مردم بحران زده، قولهای زیادی در مورد تامین منابع مالی لازم داده می شود و امید و انتظارات زیادی را در مردم ایجاد می کند.
7- مرحله بیداری:
این مرحله از چند روز تا چند هفته بعد از بحران شروع و ممکن است تا چند ماه تا چند سال باقی بماند. در این مرحله کمکهای قول داده شده به انجام نمی رسد و یا کمتر از حد انتظارند. قوانین و ضوابط برای خسارات مالی افراد بحران زده را به ستوه آورده، استرسهای خانوادگی و ترس و اضطراب شیوع دارد.
8- فاز بازسازی:
در این مرحله افراد و جوامع تلاش می کنند تا عملکرد های طبیعی قبل از بحران را بازسازی کنند. بازسازی شامل بازسازی فیزیکی، مالی، احساسی و معنوی جامعه بحران زده است. این مرحله چندین سال طول می کشد.
با گذشت زمان بازماندگان قادرند با نگاهی به گذشته از یاری رسانان مختلف تشکر کنند و در نهایت به حس جدیدی از خودشان بعنوان بازمانده بحران و نه قربانی برسند.
شماره سه
سامانه فرماندهي حادثه (ICS)
(Incident Command System)
در پائيز 1970 حريق هاي ويرانگر در كاليفرنياي جنوبي اتفاق افتاد و بيش از 600 هزار هكتار و 772 ساختمان را در مدت 13 روز تخريب كرد. بابروز 13 آتش سوزي مهيب در محدوده قانوني دولت مركزي، مجلس بودجه اي را بمنطور بررسي اين مشكل و سازمان دهي بالقوه آتش نشاني جنوب كاليفرنيا اختصاص داد. در پي آن سيستم مديريت حوادث بين بخش ملي در آمريكا، كانادا و آمريكاي لاتين ايجاد و توسعه يافت .
سامانه فرماندهي حادثه (ICS) در حال حاضر رايجترين نظام مديريت سوانح و حوادث در جهان به شمار ميآيد كه مقبوليت آن با توجه به نتايج حاصل از بكارگيري آن رو به افزايش است. يكي از مهم ترين وقايعي كه در حيطه خدمات اضطراري طي 25 سال آخر قرن بيستم رخ داد، جايگزيني گسترده سامانه فرماندهي حادثه به عنوان مدل فرماندهي، نظارت و هماهنگي منابع و نيروي انساني در موارد اضطراري بوده است.
تعريف ICS
سامانه فرماندهي حادثه بر اساس اصول پايهاي بنا نهاده شده است كه از طرفي باعث اطمينان از به كارگيري موثر منابع و از سويي ديگر باعث كاهش اختلال در سياستگذاريها و عمليات سازمانهاي پاسخگو ميگردد. اين اصول بايد براي هر نوع بحران و در هر سطحي به كار گرفته شوند.
چه زمانی استفاده از ICS کاربرد دارد:
Ø در حوادث با قربانیان متعدد
Ø حوادث درگير كننده هاي آژانس هاي متعدد درون يك حوزه
Ø حوادث اثر گذارنده بر آژانس هاي جغرافيايي و عملي متعدد
Ø ابزار مدیریتی برای مراکز اجرایی اورژانس
Ø در پاسخ به بلایای طبیعی و بحرانهای بزرگ
Ø تحقیقات گسترده منطقه ای و ماموریت های نجات
Ø حوادثي كه بر بيش از يك حوزه سياسي اثر مي كند.
اصول ICS بر پايه پنج جايگاه اصلي طراحي شده است:
1. فرماندهي (Command)
2. برنامه ريزي (Planning)
3. عمليات (Operation)
4. پشتيباني (Logistics)
5. مالي/اداري (Finance /Administration)
|
فرمانده |
|
مسئول مالی/اداری |
|
مسئول عملیات |
|
مسئول پشتنیبانی |
|
مسئول برنامه ریزی |
شماره چهار
فرمانده حادثه، هدايت وظايف را برعهده داشته و مسئوليت كامل مديريت صحنه به عهده وي مي باشد.
ويژگي هاي فرمانده حادثه
•استوار، مطمئن و داراي اعتماد به نفس بسيار بالا
•مصمم
•هدفمند
•خونسرد
•قدرت فكري بالا و داراي سرعت انتقال بالا
•داراي قابليت انطباق
•داراي روحيه انعطاف پذيري
•واقع بين
•توانا در تعيين وظايف
•واجد شخصيتي جامع كه در امر فرماندهي مددكار باشد
v بخش برنامه ريزي
گردآوري، ارزشيابي، انتشار ، بكارگيري اطلاعات درباره شرايط سانحه و موقعيت منابع و امكانات، عهده داري مسئوليت تدوين يك برنامه عملي، كمك به فرماندهي در پيشبرد اهداف پاسخگويي براي بحران، مطلع كردن فرمانده حادثه از موقعيت و وضعيت امكانات مورد استفاده، تقاضا يا ارائه امكانات از طريق فرماندهي حادثه از وظايف اين واحد است.
v بخش عمليات (اجرايي)
بمنظور اجراي اقدامات پاسخ تشكيل مي شود. مسئوليت واحد اجرايي در حادثه شامل موارد زير است:
Ø ايجاد پست فرماندهي حادثه
Ø مشخص كردن اولويتهاي فوري
Ø تعيين اهداف، استراتژي و مسير تاكتيكي
Ø كنترل امنيت منطقه و تامين امنيت پرسنل بخش اجرايي
Ø كنترل سازمان دهي حادثه و راهنما و هماهنگ كننده همه عملكردها
Ø انجام همه فعاليت هايي كه در جهت كاهش صدمات فوري، برقراري كنترل و وضعيت و استقرار عملكردهاي عادي است.
Ø تقسيم بندي منطقه حادثه ديده بصورت:
Ø مناطق جغرافيايي عملكردي
Ø تعيين گروههايي براي مناطق عملكردي اجرايي
Ø تعيين شاخه هايي براي محدوده كنترل و عملكرد(ارزيابي)
v واحد پشتيباني يا لجستيك
Ø كليه پرسنل، تجهيزات و تسهيلات را فراهم مي كند.
v واحد اداري و مالي
مسئوليت مديريت مالي و حساب پس دادن در سانحه را به عهده دارد و هزينه ها را در راستاي سازمان هدايت مي كند. اين واحد مسئول پيگيري كليه هزينه هاي حوادث و ارزيابي ملاحظات مالي انست كه از طريق واحدها و كاركردهاي زير، مسئوليت خود را انجام مي دهد:
ü واحد زمان بندي
ü واحد تداركات
ü واحد ادعاي جبران خسارت
ü واحد هزينه
شماره پنج
سیستم های ارتباطی در بحران
داشتن سیستم ارتباطی کارآمد که دارای سیستم کمک کننده هنگام خرابی سیستم اولیه باشد نکته کلیدی برای هر گونه تلاش موفق نجات در بحرانها است. بنابراین باید قبل از بروز بحران اجزای سیستم ارتباطی نصب شده باشد و به سوالات زیر پاسخ مشخصی داشته باشید:
کدام رادیو و با چه فرکانسی مورد نیاز است؟
چه کسی مسئول بکار انداختن آن است؟
کدام تجهیزات ارتباطی مورد استفاده قرار خواهد گرفت؟
در صحنه حادثه فقط یک نفر مسئول برقراری ارتباط است معمولا این فرد یا فرمانده حادثه است یا مستقیما زیر نظر وی کار می کند. این شخص باید وسایل مناسب برقراری تماس با خارج را در دسترس داشته باشد.
وی همیشه ازآنچه در جریان است مطلع بوده و منبع موثقی برای افراد خارج از محل حادثه است.
این فرد با بیمارستانهای محلی و واحدهای نجات در بحران در تماس است.
برقراری ارتباط در منطقه بحران زده به دو منظور حیاتی زیر صورت می گیرد:
ü اطلاع رسانی به مردم منطقه بحران زده در مورد فاجعه ای قریب الوقوع
ü اطلاع رسانی به مردم منطقه بحران زده در مورد وضعیت اعضای خانواده، دوستان و کل جامعه
بعلت احتمال اختلال تلفنی در منطقه بحران زده ممکن است نیاز به تاسیس مرکزی برای ارائه اطلاعات یا ثبت اطلاعات افراد در منطقه بحران زده باشد.
برقراری ارتباط با دنیای خارج بحران بدلایل زیر اهمیت دارد:
ü مطلع کردن افراد خارج از محل درباره بحران پیش آمده و نیازهای احتمالی
ü اطلاع رسانی درباره شرایط جاده ها، مسیرهای فرعی و جاده های مسدود بخصوص در حوادث آب و هوایی
ü ارتباط مداوم با بیمارستانها و درمانگاههای محلی برای آمادگی پذیرش بیماران و اطلاع از شرایط آنها زیرا در فاجعه وضعیت آنان دائما در حال تغییر است.
بدلیل سنگینی ارتباطات تلفنی به رانندگان وسایل نقلیه اورژانسی یا تکنسین فوریت های پزشکی در مسیر بیمارستان اجازه ندهید از طریق بی سیم با بیمارستان ارتباط برقرار کنند. در صورت بزرگی منطقه فاجعه، گروههای نجات باید با رادیوهای قابل حمل تجهیز شوند.
تکنسین فوریت های پزشکی باید همیشه به ضبط مجهز باشند تا بتوانند اتفاقهای مهم را ثبت کنند.
شماره شش
تاریخچه مديريت بحران در ايران:
در سال 1350 سازمان دفاع غير نظامي به منظور حفظ جان و مال مردم در حوادث غير مترقبه تاسیس شد.
درسال 1354 سازمان آمادگي ملي و بسيج غير نظامي زير نظر نخست وزير قرار گرفت.
بعد از زلزله سال 1369 تحولي عظيم در سيستم مديريت بحران كشور ايجاد شد و به دستور رئيس جمهور ستاد حوادث غير مترقبه به وزارت كشور انتقال يافت ، اين ستاد در چهار مرحله پيشگيري ، آمادگي ، مقابله و بازسازي شروع به فعاليت نمود که وظیفه اصلی آن پاسخگویی مناسب به بحران هایی است که در اثر وقوع حوادث غیر مترقبه در کشور ایجاد می شود ، درسال 1369 ستاد مديريت بحران شهر تهران ايجاد شد و طرح جامع امداد و نجات كشور نيز تهيه گرديد.
در سال 1369شوراي پژوهش هاي علمي كشور وابسته به نهاد رياست جمهوري با تشكيل كميته زلزله به رياست نماينده شوراي پژوهش هاي علمي كشور موافقت كرد.
در سال1371كميته ملي كاهش اثرات بلاياي طبيعي در وزارت كشور نیز تأسيس گرديد که وظایف آن عبارتند از: انجام تحقيقات و مطالعات، مبادله اطلاعات علمي ، يافتن راهكارهاي منطقي جهت پيشگيري و كاهش اثرات بلاياي طبيعي است.
درسال 1379 طبق ماده 44 برنامه سوم توسعه سياسي و اقتصادي كشور طرح جامع امداد و نجات كشور توسط هلال احمر ايران تهيه و در برنامه 5 ساله ای که تدوین گردید نياز به سازماندهي مجدد سيستم مديريت بحران در ايران مطرح شد
درسال 1382 ستادي تحت عنوان ستاد حوادث غير مترقبه كشور به رياست وزير كشور و با هدف سياست گذاري و تعيين راهكارهاي جامع در زمينه مديريت بحران ، برنامه ريزي ملي جهت اجراي نظام مديريت بحران، هماهنگي بين گروه هاي امداد و نجات دولتي و غير دولتي ، سازماندهي و مشاركت مردمي و در نهايت ارزشيابي برنامه هاي مديريت بحران كشور تأسيس شد .
درسال 1386 سازمان حوادث غير مترقبه كشور تاسیس شد.
وظیفه پرسنل امدادی در مرحله تهدید بالا بردن آگاهی های کلی برای پذیرش همکاری و مقابله با بحران در افراد جامعه است.
نقش پرسنل امدادی در مرحله اخطار همکاری با دیگر سازمانها برای آماده سازی پناهگاهها و ایستگاه کمک رسانی در فوریتها و برقراری ارتباطات با سایر گروههای کمک رسانی است.
مسئولیت پرسنل امدادی در مرحله تاثیر ارزیابی نیازهای بهداشتی، تامین حمایت های فیزیکی و روانشناختی برای قربانیان در پناهگاهها، تریاژ بیماران و برقراری هماهنگی با سایر سازمانها
نقش پرسنل امدادی در مرحله قهرمانی هدایت نیروهای ایثار طلب درمسیر امن، سازنده و رعایت نکات ایمنی منطقه بحران زده است. پرسنل امدادی از حس همیاری خود جوش قربانیان حادثه در امر کمک رسانی، سامان دهی سرپناه و تغییرات اضطراری و پاکسازی اماکن استفاده می کنند.
نقش پرسنل امدادی در مرحله مکاشفه علاوه بر نقش بالینی نقش های مدیریتی است؛ مثلا ترتیب انجام ملاقات مسئولین با مردم، رسانه های جمعی، رادیو، تلویزیون، روزنامه و تابلو اعلانات و نقشه را می دهند همچنین برگزاری چنین جلساتی را اطلاع رسانی می کنند.
در مرحله ماه عسل تلاشهای امدادی در مقیاس وسیع ادامه دارد.
نقش امدادگران در مرحله بیداری بیشتر تامین حمایت های روانی افراد بحران زده و درک شرایط و از همه مهمتر، صبر و بردبارری است، در موارد شدید ارجاع برای درمان انجام می شود.
نقش امدادگران در مرحله بازسازی آمادگی برای بحرانهای بعدی است.
Quies
1- مدیریت بحران را در یک جمله تعریف و مراحل اجرایی مدیریت بحران را بنویسید.
2- وظیفه پرسنل امدادی در مرحله قهرمانی و بیداری چیست؟
3- چهار مورد از کاربردهای سیستم فرماندهی حادثه(ICS) را بنویسید.
4- وظیفه واحد برنامه ریزی در سیستم فرماندهی حادثه چیست؟
5- برقراری ارتباط با دنیای خارج بحران به چه دلایلی اهمیت دارد؟
6- در چه سالی سازمان حوادث غیر مترقبه کشور تاسیس شد؟